از زمانه بپرسید
از این همه رسانه بپرسید
پیداترین گمشدگانیم
از قفل سردخانه بپرسید
"محمدعلی بهمنی"
امروز ۲۲دیماه درست یکسال از نوشتن اولین پست در این وبلاگ می گذرد و درست در همین زمان آخرین پست آن را می نویسم.
اولین تجربه وبلاگ نویسی ام را پشت سرگذاشته ام و حالا فکر می کنم باید از جای دیگری شروع کنم و درست به همین دلیل است که به جای جشن تولد شمع خاموشی را روشن می کنم .
آنچه در این مدت نوشته ام را به اعتقاد و از سر باور بدانها نوشته ام بدون هیچگونه ملاحظه کاری .
شاید روزی این اعتقادات دستخوش تغییر شود...
دغدغه هایم را عریان و بی پیرایه وبی رنگ ولعابی از زیبایی به پای این صفحه مجازی ریختم تا به دنیای واقعی شما راه پیدا کند و حالا دنبال روزنه ای دیگر هستم .
یکایک پیوندهایم در این وبلاگ را عاشقانه دوست دارم و خواهم داشت و برای همه آنها احترامی ژرف قائلم
کماکان نظراتتان را هر روز مرور می کنم و به زودی با خانه ای دیگر و حال و هوایی دیگر مهمان ومیزبان شما می شوم .
نهایت منت را برمن خواهید گذاشت اگر این کارنامه یکساله را به نقد بکشیدوچراغی برای خیابان بعدی به دستم بدهید.
شادباشید و پایدار
شنیده می شود مجتمع آلومینیوم هرمزآل طی روزهای آینده با حضور مقامات کشوری به بهره برداری می رسد و از هم اکنون پیش تبلیغات رسانه ای آن آغاز شده است.
این در حالیست که هنوز خاطره برخورد ناشایست و حرمت شکنانه مدیریت این مجتمع و ازآن بدتر سکوت و بی تفاوتی عملی خانه مطبوعات هرمزگان و بازهم بدتر ازآن رسوایی برخی اعضای شورای مرکزی خانه مطبوعات در معامله ومصالحه بر سر حیثیت جامعه خبری استان به بهایی بسیار بسیار ناچیز هنوز از ذهن و دل پاک نشده است.
شاید اعتراض محترمانه و قانونی به حرمت شکنی انجام شده توسط مدیریت هرمزآل و انعکاس عملکرد سوداگرانه عناصری که یک شبه نقاب از چهره اشان برداشته شد و پوشالی بودن شعارها وادعاهایشان و کاسب خویی اشان برهمگان آشکار شد بتواند به عنوان تنها راهکار تا روزهای باقیمانده به مراسم یاد شده راهگشا باشد.
تهیه و ارسال نامه سرگشاده ای با مضمون شرح مفصل ماجرای مورد اشاره و اتفاقات پشت پرده آن برای نهادهای مختلف از جمله خانه مطبوعات ایران و دیگر مدیران عالی، اقدامی است که به روشن شدن ماهیت واقعی رکاب زنان عرصه رسانه استان کمک می کند.
امید است دلسوزانی که هنوز در شورای مرکزی خانه مطبوعات حضور دارند سرنوشت این نهاد و آبرو و حیثیت آن را در این دوره حساس به مفت فروشی های دیگران پیوند نزنند و با نشان دادن غیرت وحمیت از خود از انتشار ویروس گونه داغ ننگ به وجود آمده جلوگیری کنند.
البته راه حل ساده تری نیز وجو دارد و آن اینست که به جای دلجویی موثر و واقعی از جامعه خبری استان و گشودن باب شرافتمندانه عذرخواهی تا پیش از افتتاح رسمی هرمزآل ،دیگران را با عناوین کلیشه ای و نخ نما شده ای همچون حاشیه آفرینی متهم ساخت و...
//////////////////////////////////////////////
از آنجایی که ممکن است برخی خوانندگان وبلاگ از اصل ماجرای به وجود آمده بی خبر مانده باشند بخشی از مطلبی را که قبلا برای تشریح این ماجرا در همین وبلاگ قرارداده شده بود مجددا در زیر تکرار می شود."V
چندی پیش خبری مبنی بر برخورد نامناسب و توهین آمیز مدیر اجرایی هرمزآل با تعداد زیادی از خبرنگاران این استان در برخی رسانه های هرمزگان منتشر شد .
در حالی که نخستین انتظار خبرنگاران یاد شده محکومیت این اقدام ازسوی تشکل صنفی این نهاد یعنی خانه مطبوعات هرمزگان بود اما متاسفانه عکس العمل این نهاد از پیگیری های اولیه به برخی توافقات خاص با مدیران هرمزال تبدیل شد و آنگونه که شنیده می شود و براساس اسناد و مدارکی که وجود دارد یکی از اعضای هیات رییسه خانه مطبوعات هرمزگان به جای دفاع از حقوق و حیثیت افرادی که رای خود را به پای وی ریخته بودند ترجیح داده از این نمد کلاهی برای خود ببافد.
ایشان درحالی که مسئولیت تعدادی از NGOهای زنجیره ای را برعهده دارد تحت عنوان کمک به این تشکلهای تحت مدیریت خود ،تعدادی دوچرخه از دست مبارک جناب آقای مهندس گلکار تحویل گرفت تا این استان در طرح تعویض خبرنگاران و حیثیت شغلی آنان با دوچرخه پیشتاز باشد.
هرچند ظاهر این قضیه به نفع فرد یاد شده تمام شده به نظر می رسد و ایشان نیز گرفتن دوچرخه و سایر کمکها را با تبدیل مدیر خطاکار به تیتر یک نشریه خود و موج سواری دادن به ایشان در خبرگزاری موج جبران کرد اما باید توجه داشت این گونه کارها قطعا در خاطره اهل رسانه هرمزگان برای همیشه باقی خواهد ماند وهیچ توجیهی نیز نمی تواند ذره ای از بار این معامله سیاه را جبران نماید.
هرچند تاکنون هیچ منبع مستقل (و یا غیر مستقلی) جزییات دیدار انجام شده را منتشر نکرده است اما به نظر می رسد نفس این اقدام کاری درخور و عمل نفیسی بوده است که می تواند به وسعت فضای سیاسی استان کمک کند.
حال باید دید رویکرد اطلاع رسانی درین باره چگونه است آیا می توان امیدی به شفافیت داشت یا از قضا اصلاح طلب و نااصلاح طلبان درباره ضرورت عدم انعکاس آن به تفاهم رسیده اند.
اگر چنین باشد می توان هرمزگان را پیشتاز ترکیب سبز و غیر سبز در کشور طی ماههای بعد از انتخابات دانست.
البته این به شرطی است که کسی در این استان ادعای سبز بودن داشته باشد .(درست در زمانی که می خواستم این نوشتار کوتاه را به پایان ببرم از ذهنم گذشت که شاید هم این دیدار برای اعلام برائت از
سبزها باشد شما چه فکرمی کنید؟)
در اواخر هفته گذشته احمد صادقی که تا یکی دو ماه پیش سمت معاونت عمرانی استانداری هرمزگان را یدک می کشید و همزمان عنوان ریاست کارگروه مسکن نیز بر پیشانی اش چسبیده بود دوباره به بندرعباس آمد .
ایشان که به نظر می رسد عنوان طولانی جدیدش به عنوان معاون وزیر مسکن و شهرسازی و مدیرعامل شرکت عمران و بهسازی شهری و غیره رغبتی را در خبرنگاران تهرانی برای مصاحبه با ایشان برنمی انگیزد سعی کرد اعتیاد خود به مصاحبه های آنچنانی را بادعوت مجدد از خبرنگاران هرمزگانی جبران کند .
اما بنابر شنیده ها،به خبرنگارانی که برای انجام این مصاحبه به استانداری دعوت شده بودند در آخرین لحظات اطلاع داده شد که برای انجام این مصاحبه به سازمان و مسکن و شهرسازی استان مراجعه کنند.
بررسی های بعدی نشان داداجازه برگزاری این نشست خبری در استانداری به معاون دوماه پیش استاندار و معاون فعلی وزیر داده نشده است وجالب تر آنکه ساعت مصاحبه ایشان دقیقا همزمان با شورای اداری که اتفاقا موضوعش نیز مسکن مهر بود ترتیب داده شد و خبرنگاران به جای رفتن به جلسه شورای اداری با موضوع مسکن مهر به مسکن و شهرسازی کشانده شدند ودرنتیجه جلسه مربوط به مسکن مهر نیز بدون حضور مدیر استانی آن و زیرمجموعه اش و معاون جناب آقای وزیر برگزارشد.
اما ماجرای این بی مهری ها به همین جا ختم نشد و با استقبال سرد یا بهتر بگوییم عدم استقبال از قائم مقام حزب موتلفه اسلامی اسدالله بادامچیان به اوج خود رسید وی که قرار بود روز شنبه 28 آبان 88 در دانشگاه آزاد و دربین دانشجویان آزادحاضر شود با سالنی کاملا خالی مواجه شد که ترتیب دهندگان این برنامه و میزبانان وی دلیل آن را مصادف شدن با ایام امتحانات مربوط دانستند.
در ادامه مصاحبه خبری وی در ساعت 12 همان روز نیز ملغی شد .
بدین ترتیب ایشان که برخی سفر وی را با انتصاب استاندار جدید هرمزگان و برخی رایزنی ها برای پست های مدیریتی استان بی ارتباط نمی دانند توانست با فراغ بال کامل در راستای رسیدن به اهداف اصلی سفر خود به استان فعالیت کند....