زلزله چهارشنبه شب بندرعباس از زاویه های مختلف قابل بررسی است و تا مدتها می تواند سوژه خوبی برای گزارشهای متنوع اجتماعی و...باشد.
یکی از نکات بسیار مهم در این ماجرا آسیب پذیری شدید نقاط استراتژیک شهر مانند ساختمان استانداری بود.
کسانی که در روز زلزله به ساختمان استانداری مراجعه کردند شاهد آسیب هایی مانند فرو ریختن دیوارها در برخی قسمتها ،خورد شدن شیشه ها ،ایجاد ترکها و شکافهای عمیق در مهمترین ساختمان استان بودند.
علاوه بر این ها ساختمان استانداری هرمزگان از جمله آخرین ساختمان هایی بود که پس از قطع برق دیشب دوباره برقدار شد و جالب این که در تمام این مدت در خاموشی مطلق فرو رفته بود و هیچ موتور برق و ژنراتوری نیز در کار نبود.
اینها در شرایطی است که علی القاعده این ساختمان به عنوان مرکز کنترل و فرماندهی بحران باید مقاوم ترین و مجهز ترین ساختمان استان باشد و امکاناتی مانند برق اضطراری ،تلفن های ویژه خطوط اینترنت و ماهواره ،وسایل پیشرفته اطفای حریق و از همه مهمتر استجکام و مقاومت بنا از بدیهی ترین پیش نیازهای آن به شمار می رود.
حال همه اینها را اضافه کنید به رفت و آمدهای بسیار مهمی که به این ساختمان انجام می شود.حضور وزرا و سایر نمایندگان عالیرتبه دولت و حتی حضور مکرر این رییس دولت و سایر روسای جمهور در دوره های مختلف در این ساختمان به شدت آسیب پذیر نشان می دهد که چه سهل انگاریها وبی خیالی های بزرگی در حوزه های مختلف جاریست.
این اشاره کوتاه در این شرایط اضطراری را داشته باشید تا مجالی مناسب تر و فرصتی بهتر....
واحد مرکزی خبر: از اجرای تمرینات تیم کبدی هرمزگان به صورت مختلط در بندرعباس جلوگیری شد.
درپی مشاهده اجرای تمرینات همزمان زنان و مردان عضو تیم کبدی هرمزگان در سالن شهید سام رمضانی بندرعباس ، رئیس هیات کبدی استان ابتدا این موضوع را تکذیب کرد و گفت : فقط یک جلسه از این تمرینات مختلط برگزار شده است.
علی خواجه پس از اصرار خبرنگار واحد مرکزی خبر براجرای تمرینات این تیم از سه ماه گذشته به صورت مختلط افزود : 25 روز است که این تمرینات به صورت مختلط برگزار می شود.
درپی تماس واحد مرکزی خبر با اداره کل تربیت بدنی هرمزگان با مداخله حراست این اداره کل از تمرینات تیم کبدی هرمزگان به صورت مختلط جلوگیری شد.
12 ورزشکار زن و مرد در 2 رده سنی جوانان و بزرگسالان عضو تیم کبدی هرمزگان هستند.
7 نفر از این افراد عضو اصلی و 5 نفر ذخیره هستند.
............................................................................
تهیه و انتشار چنین گزارشی مرا برآن داشت که به این موضوع از منظر جدی تری نگاه کنم .
۳۰سال است که جداسازی ها اینچنینی در فضاهای مختلف را شاهد هستیم که به نظر می رسد نیت و هدف اولیه آنها مسائل مذهبی و عقیدتی بوده است اما ریشه واقعی اینگونه باورها و اقدامات کجاست و نتیجه آن چه بوده است؟آیا تنها تمرین ورزشی مشترک (که احتمالا از سرکمبود امکانات و فضای ورزشی بوده است) جرم و گناه و خطای نابخشودنی به شمار می رود.آیا اینگونه جداسازیها ناشی از نوعی نگاه که دختران را تنها وسیله ای برای سوء استفاده آقایان و آقایان را تنها به عنوان موجوداتی وحشی و غیر متمدن که تنها به فکر سوءاسفاده از نیمی از جامعه بشری هستند نیست.
براستی هیچگاه فکر کرده اید این همه بحرانها ی خانوادگی که بسیاری از آنها به طلاق و حتی جنایات می انجامد می تواند ناشی از همین بیگانگی و عدم آشنایی و شناخت دو گروه عظیم بشری از خصوصیات و ویژگیهای یکدیگر باشد.
این مطلب کوتاه و چند سطری گریزی است به یکی از مهمترین مسائلی که جامعه امروز ایران به آن مبتلاست و متاسفانه کسانی که باید درد ودغدغه واقعی و غیرشعاری و کلیشه ای به این مسائل داشته باشندعالمانه و عامدانه چشم برآن بسته و گمان می کنند با سر فروبردن به زیر برف میتوانند واقعیاتی مانند افزایش وحشتناک طلاقهای رسمی و روحی و همچنین آمار تکان دهنده انواع جنایات از خانوادگی گرفته تا سریالی را پاک کنند.
بسیار خوشحال خواهم شد اگر صاحبنظران دینی نیز نظر خود را پیرامون اینگونه وااسلاما سر دادنهایی بیان کنند و نکته آخر آنکه همانگونه که در تیتر نیز اشاره کردم به نظر می رسد دستگاه تبلیغات رسمی به حدی دراین باره موفق عمل کرده است که حتی یک خبرنگار نیز که باید مصداق هوشیاری باشد ارزشهای دیکته شده را جایگزین ارزشهای واقعی انسانی و اخلاقی که برخلاف ارزشهای دیکته شده بدون تاریخ مصرف هستند کرده و با افتادن به چنین دامی به جای پرداختن به مسائل ریشه ای و اساسی تر گرفتار یک بازی شده و بازی و شعف ورزشکارانه ای که هنوز وقوع جرم و گناهی در آن به اثبات نرسیده است را به تعطیلی کشانده است.
به کجا می رویم .
ارائه بیش از ۳۰نظر قابل انتشار وغیر فابل انتشار نشانه حساسیت توجه و هوشیاری مخاطبان عزیز به مسائل استان است.
در این اظهار نظرها صرفنظر از برخی که تنها به دلیل توهین مستقیم به اشخاص قابل انتشار نبودندبقیه بازگو کننده مطالبی بودند که به نظر اینجانب از خود مطلب اصلی مهمتر بودند.یکبار دیگر ضمن تشکر از همه عزیزان از شما دعوت می کنم این نظرات را نیز که کماکان ادامه دارد را بازخوانی نمایید.
امیدوارم روزی فرارسد که تمام این مطالب و همچنین اظهارنظرها امکان انتشار در نشریات و جراید را یافته و دیگر مطلبی به عنوان غیرقابل پخش وجود نداشته باشد.
نشریه دریا تقریبا در اکثر شماره های هفته پیش همایون امیرزاده را در گرماگرم جشنواره رضوی مورد نوازش قرار داده است.در یک شماره سخنان انتقادی یک بازیگر را منعکس کرده و در جایی دیگر بی توجهی به عکاسان را سوژه کرده و کمی آنسوتر در ستون تماسهای مثلا مردمی گلایه ای از یک هفته تلاش ناکام مانده برای ملاقات با مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی هرمزگان را چاپ کرده که مجموعه این خبرسازی ها را تنها در راستای تلاش برای ایجاد تضعیف همایون امیرزاده می توان ارزیابی کرد.
هرچند با توجه به حمایت های آشکار و اتحاد دیرینه مدیران ارشاد و دریا با یکدیگر و همسویی و هم جناح بودن آنان این اقدام در نگاه اول عجیب به نظر می رسد اما انگیزه هایی مانند نشاندن مهره ای نزدیکتر به دریا بر مسند ارشاد و یا انتقام گیری از امیرزاده بابت در دست گرفتن نیم بند عنان آگهی های ادارات و کم شدن قطره ای از درآمدهای دریا می تواند این جبهه گیری جدید را توجیه پذیر نماید .
به هرحال به نظر می رسد در روزهای آینده باید شاهد جدی تر شدن این رویارویی ها باشیم چرا که این جنگ یا جنگ زر (آگهی های دولتی )است و یا نبرد زور(پست و منصب ) که تجربه نشان داده است این گونه درگیری ها بدون خونریزی و قربانی نمی شود.